با جبهه مقاومت درگیر نشوید

فرمانده نیروی قدس سپاه گفت: دشمن آمریكایی - صهیونی هرجا با مقاومت درگیر شد آبرویی برایش نماند.

1405/03/26
|
09:52

سردار اسماعیل قاآنی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با حضور در شبكه خبر ،ضمن تشریح آخرین تحولات میدانی جمهوری اسلامی ایران و جبهه مقاومت، به پرسش‌های مطرح شده در این خصوص پاسخ داد. متن كامل این گفتگو به شرح زیر است:

سوال: در طول چند ماه اخیر با حوادث و اتفاقات متعددی رو‌به‌رو بودیم در طول جنگ تحمیلی سوم، جنگی كه آمریكا و رژیم صهیونیستی علیه ملت ما آغاز كردند و حوادث متعددی را شاهد بودیم، درباره ابعاد مختلف این جنگ و اهدافی كه آنها دنبال می‌كردند و مقاومت تاریخی كه اتفاق افتاد چهره‌های مختلف در این روز‌ها و ماه‌ها صحبت كردند، اما یك بعد ویژه دارد این جنگ و آن قصه‌ای است كه در محور مقاومت اتفاق افتاد و اهدافی كه آنها برای محور مقاومت داشتند و وحدتی كه در محور مقاومت اتفاق افتاد هم در طول جنگ و هم تا پایان در میز مذاكره حتی، درباره ابعاد این ماجرا می‌خواهیم صحبت كنیم با سردار عزیز سردار اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.

قاآنی: در ابتدای ماه محرم هستیم، اول از همه یاد كنیم از سالار شهیدان حضرت ابی عبدالله الحسین (ع) و یاران و فرزندان وفادار آن حضرت وفادارترین فرزند آن حضرت در عصر ما حضرت آیت الله العظمی امام خامنه‌ای عزیز و شهید ما كه هم در حیات مبارك شان راه امام را رفتند، سالار شهیدان را و پایان زندگی شان حسین وار شهید شدند و همه شهدای عالیمقامی كه در طول این یك سال گذشته دو جنگ تحمیلی و یك كودتای تحمیلی به این كشور شهید شدند، فرماندهان بزرگ ما، دانشمندان ما، مرد و زن قهرمان ما، كودكان ما خصوصا كودكان عزیز میناب، شهدای لامرد و همه شهدای عالی مقامی كه افتخار این كشور و اثبات كردند كه پیروان واقعی سالار شهیدان هستند و با عمل شان و با خونشان هیهات من الذله را ترجمه كردند. این دو جنگ تحمیلی و یك كودتای تحمیلی دوره سختی را بر كشور ما و بر منطقه ما تحمیل كرد. حرف در این فراز و نشیب یك ساله گذشته بسیار زیاد است. طبیعتا كسانی كه باید در این زمینه صحبت كنند، مخصوصا كسانی كه صاحب بیان و توان تبیین هستند حتما ابعاد مختلف این جنگ را خیلی حرف دارند برای زدن آن. من وظیفه خودم دانستم كه در این دوره، چون ما در صحنه مقاومت بنای صحبت كردن نداشتیم و مقاومت در اوج افتخار و اقتدار بدون اینكه حرفی بزند عمل می‌كرد فقط من از باب این كه این واژه ارزشمند مقاومت كه فراگیر بود از درون خانه‌های مردم ما در ایران تا دورترین نقاط منطقه درگیری موج می‌زد این واژه ارزشمند و مردم همه این واژه را خیلی استفاده كردند، یك اشاره‌ای من بكنم اولا مقاومت یكی از مهم‌ترین واژه‌هایی است كه هر مسلمان بر آن پایبند است، چرا؟ چون ما مسلمان هستیم و نبی مكرم اسلام مسیر اسلام را برای ما مشخص كردند و پیامبر اعظم هر چه گفتند حرف خداوند تبارك و تعالی بود و هر چه به دیگران هم توصیه كردند بر اساس دستور الهی بود وقتی این پیامبر با این عظمت به ایشان از طرف خداوند تبارك و تعالی صریح‌ترین دستور داده می‌شود كه این جزء باصراحت‌ترین دستورات اسلامی است كه خداوند به پیامبر خود و پیامبر به پیروانش داده، و این بنای محكمی است كه از زمان پیامبر گذاشته شده و ما امروز همه ما، حرف در این زمینه زیاد است، همه ما بعنوان یك مسلمان در هر روز حداقل 5 بار در بهترین شرایط روحی و روانی كه رو به خداوند تبارك و تعالی می‌ایستیم و نماز می‌خوانیم، بعد از صلوات یك خواسته از خداوند تبارك و تعالی داریم در نمازمان و آن خواسته محكم ماندن در صراط مستقیم است، اهدنا الصراط المستقیم، و این را دشمنان ما نفهمیدند. اگر می‌فهمیدند هیچ كافری نباید متعرض مسلمان واقعی بشود، برای این كه روح مسلمان واقعی روح مقاومت است لذا شما در این جنگ از روز اول تا امروز هر چه می‌بینید از این درون خانه‌ها تا خیابان‌ها و میدان‌ها بزرگ و كوچك، هر كه حرف می‌زند با بیانات مختلف از مقاومت حرف می‌زند و درست هم هست. این واژه ارزشمند كه حتما علمای بزرگوار در این زمینه حرف زیاد دارند این ریشه و اساس این كه دیگران می‌پرسند در ایران چه خبر است؟ چرا اینقدر فشار؟ چرا اینقدر حمله؟ اما این مردم ایران اینطور محكم ایستادند همه بدانند ریشه آن اینجاست؛ و این مكتب مكتب اسلام و خاصتا مكتب شیعه تنها مكتبی است در دنیا كه بلااستثنا همه رهبران آن شهید شدند، شهید شدن یعنی چه؟ یعنی در اوج مقاومت بودند، و جایی كه دیگر دشمن تحمل نتوانسته بكند شهیدشان كردند

سوال: و تمام آن عملیات روانی‌ها و آن همه ماجرا‌هایی كه در این سال‌ها ساختند نقش بر آب شد این همه گفتند كه رهبری ایران كجاست؟ اینهمه درباره فرماندهان ما گفتند و درباره چهره‌ها و این كه همه ایستادند و همه تا لحظه شهادت حتی با خانواده هایشان و حتی با فرزندانشان یك اتفاق ویژه‌ای بود، می‌خواهم از این جا گفت‌و‌گو را شروع كنیم كه ما درباره اهداف دشمن درباره شروع كردن این جنگ تحمیلی سوم از ابعاد مختلف صحبت كردیم بخصوص بعدی از آن كه درباره داخل ایران و اهدافی كه درباره داخل ایران داشتند درباره خود ایران داشتند، اما می‌خواهم ببینم در باره منطقه چه در سر این‌ها بود و دنبال چه بودند؟ آیا این جنگ ابعادی داشت كه برای منطقه هم دارای اهمیت باشد و تحلیل شما درباره این موضوع چیست؟

قاآنی: موضوع مقاومت در منطقه، به حول و قوه الهی از شروع انقلاب اسلامی و فرمان حضرت امام در خصوص تشكیل هسته‌های مقاومت در سرتاسر عالم، كه از همان زمان‌ها تشكیل شد و بعد امام شهید ما با استحكام این خط امام را دنبال كرد و هسته‌های مقاومت تبدیل شدند به جریانات مقاومت و این جریانات با هم جریان پیدا كردند و شدند محور مقاومت، این موضوع به شدت امریكا و استكبار جهانی و رژیم صهیونیستی را نگران كرده بود. موضوع مربوط به الان نیست، قدیمی است، امروز امریكا خوب می‌داند و رژیم صهیونیستی بهتر از امریكا كه آنی كه در سخت‌ترین شرایط می‌ایستد در مقابل آنها و مبارزه می‌كند و از میدان خارج نمی‌شود مقاومت است و این دوره خودش اثبات كرد. از طوفان الاقصی را شما بگیرید تا الان، هر چه فشار آوردند، بی سابقه‌ترین فشار‌ها را و تخریب‌ها را و جنایات را در فلسطین اشغالی، در لبنان عزیز مرتكب شدند، اما شما یك مقاومتی را نمی‌بینید از میدان برود بیرون، این به شدت آنها را ترسانده، آنها برای مقاومت برنامه دارند، داشتند و دارند. این فرصت را فكر كردند كه فرصتی شد كه در این جنگ با مقاومت هم یك درگیری جدی داشته باشند خبر نداشتند تمام برادران مقاومتی ما این را من باید بگویم وظیفه من است حالا شاید دیگران نتوانند بگویند كه از مدت‌ها قبل كه احساس خطر می‌كردند وقتی خودشان جمع می‌شدند كنار هم و ما هم حضور نداشتیم بعنوان جمهوری اسلامی، همه آنها می‌گفتند در نبرد با آمریكا ما باید پیشقدم باشیم نگذاریم ایران دچار مشكل بشود، بدون این كه كسی یك كلام از ایشان خواسته باشد، این فهم درست و درایت و رشدی را نشان می‌دهد كه مقاومت در طول این سال‌ها پیدا كرده و لذا ایران تهدید شد بدون این كه كسی یك كلام درخواست داشته باشد مقاومتی‌ها هر كدام شان در هر منطقه‌ای، لبنان در حد و وضع خودش، عراق همین طور، یمن همین طور، حتی فلسطین در سخت‌ترین شرایط این همراهی و حمایت و در حدی كه در استطاعت شان بود كمك به انقلاب اسلامی را و كانون اصلی مقاومت یعنی جمهوری اسلامی را وظیفه خودشان می‌دانستند لذا آمدند.

سوال:آن اتفاق افتاد آن وحدت ساحات اتفاق افتاد و همه میدان‌ها با هم متمركز شدند در ضربه‌ای به دشمن.

قاآنی: همین طور است می‌توانیم همین جوری بگوییم شاید بهتر باشد كه بگوییم وحدت ساحات خودش را یك بار دیگر نشان داد، شرایط سخت بود خسارت بالا بود، در لبنان چندین هزار نفر شهید شدند. در همین مقطع كوتاه، چه بچه‌های حزب الله و چه آنهایی كه از حزب الله حمایت می‌كردند، اما این همه تلویزیون‌های فاسد در لبنان هست یك صحنه نتوانستند پیدا كنند از یك مجاهد حزب الله یا یك مردم حامی حزب الله كه علیه مقاومت یك حرفی بزند. اصلا این‌ها در دنیا بی سابقه است، این مرحله‌ای بود كه مقاومت اصیل از درون انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی شروع شد مخصوصا وقتی كه پرچمدار اصلی مقاومت امروز در روی كره زمین امام عظیم الشان مان حضرت آیت الله العظمی امام خامنه‌ای شهید وقتی ایشان را شهید كردند این موج همه جا را فرا گرفت و الحمدالله به بركت این خون و تلاش و اهتمام جدی كه فرزندان مقاومت در مناطق مختلف داشتند یك مرحله علیرغم همه خسارت‌های زیاد افتخارات بسیار بزرگی آفریده شد كه انشاالله ادامه خواهد داشت.

سوال:خیلی هم شگفتی ساز شد این اتفاق؛ من یادم هست در گفتگوی قبلی كه با شما داشتیم در فكر می‌كنم مهرماه سال 1404 و در سالگرد شهادت سیدحسن نصرالله آنجا از شما پرسیدم كه خیلی‌ها دارند درباره این صحبت می‌كنند كه حزب الله تضعیف شده، آیا حزب الله دیگر توان مقاومت دارد و آنجا شما پاسخ دادید اطلاع دادید به ما از آن آماده سازی‌هایی كه دارند میكنند و اتفاقا این كه نه تلقی دشمن غلط است. حالا در این جنگ اتفاقی افتاد كه بسیاری از چهره‌های رسانه‌ای، خبرنگاران و تحلیلگران درباره این صحبت كردند از درون لبنان در منطقه و درجهان كه فكر نمی‌كردیم كه حزب الله اینقدر دوباره توان داشته باشد برای مقاومت و برای ضربه زدن به رژیم، درباره خود لبنان به صورت خاص و این توان و این كه این شرایط برایش وجود داشت برای ما بگویید

قاآنی: فرمانده نیروی قدس سپاه: یك اشاره‌ای پارسال كردیم، اما اصل آن اشاره، جلوه‌گاهش در شروع این فصل جدید از جنگ بود، لبنان عزیز و حزب‌الله قهرمان بعد از جنگ 66 روزه كه آن هم با خواست رژیم صهیونیستی و وساطت آمریكا، آتش‌بس شد، به تعهداتش در آتش‌بس عمل می‌كرد، اما رژیم صهیونیستی علیرغم این كه آمریكا ضامن و ناظر بود كه این آتش‌بس درست اجرا شود، آتش‌بس را اجرا نكرد، ولی مردان حزب‌الله 15 ماه تحمل كردند، نزدیك به 500 شهید دادند؛ از مردم حزب‌الله و خود جوانان مجاهد حزب‌الله، ولی، چون متعهد شده بودند، اقدام نكردند. با شروع این جنگ سوم تحمیلی، حزب‌الله قهرمان با مبانی كه داشت وارد شد و اثبات كرد آن حرفی را كه دیگران می‌گفتند حزب‌الله تمام شد و ما به عنوان برادران حزب‌الله، چون می‌شناختیم، می‌گفتیم حزب‌الله این دفعه اگر بیاید، قوی‌تر؛ اثبات كردند كه انصافاً قوی‌تر از گذشته به میدان آمدند. امروز یا دیشب كه جنگ تمام شد، برادران حزب‌الله ما 104 روز جنگیدند. یگان‌های رژیم صهیونیستی چندین بار عوض شدند، در سخت‌ترین شرایطی كه بعضی وقت‌ها نیرویی كه می‌خواست برود كمك كند تا می‌خواست به خط برسد، تعدادی از آنها شهید می‌شدند و همه امكانات دنیا در اختیار رژیم صهیونیستی با این برادران می‌جنگید، یكسره این بچه‌ها جنگیدند، چندین بار یگان‌های رژیم صهیونیستی عوض شدند، ولی بچه‌ها كوتاه نیامدند، اینهایی كه خام هستند در لبنان و خام‌تر از آنهایی كه از آمریكا بلند می‌شوند می‌آیند، طراحی می‌كنند كه حزب‌الله را حالا جمع كنیم، باید بفهمند؛ حزب الله جمع شدنی نیست. اگر خواسته باشیم مقاومت را در كل منطقه، حزب‌الله جزو مقاومت‌های برجسته در منطقه است، شما هر چه از حزب‌الله می‌بینی، این كوه یخی است كه نوك آن را می‌بینی. حزب الله؛ كسی حساب نكند كه این چندده هزار نفر یا این چندصدهزار نفر بسیجی كه با او هستند، این حزب الله است. حزب‌الله یعنی كل جامعه شیعه لبنان و بلكه بخش قابل توجهی از جامعه حتی غیر‌شیعه لبنان. حزب‌الله این است؛ چه كسی می‌خواهد جمعش كند، لذا من قبلاً در بعضی صحبت‌هایم گفته‌ام، من به جنایتكاران آمریكا و رژیم صهیونیستی در اوجی كه جنایتكار هستند، ولی این توصیه را می‌كنم؛ با مقاومت خود را درگیر نكنید، شما از پس مقاومت برنمی‌آیید، تجربه‌ای هم در این چند سالی كه خود را درگیر كردید نشان داده هر كجا با مقاومت درگیر شدید، آبرویتان رفته؛ فرقی نمی‌كند در فلسطین؛ همه غزه را خراب كردید، ولی همه آزادگان در دنیا می‌دانند؛ حماس و بچه‌های مقاومت فلسطین، جهاد و دیگران برنده این میدان هستند، اگرچه كه خیلی خسارت دیدند. مقاومت‌های اسلامی الحمدلله در منطقه كه رشد پیدا كردند و خیلی از آنها تبدیل به حكومت شدند، در عین حالی كه تبدیل به حكومت شدند، ولی فرهنگ مقاومت را درون خود حفظ كردند. با رعایت همه ملاحظاتی كه باید رعایت كنند، هر كدام در حد استطاعت‌شان به خوبی آمدند. شاید خیلی به راحتی بیان نمی‌شود كرد، ولی عراقی كه ما فكر می‌كردیم از جا‌های دیگر خیلی آرامتر است، حداقلش این است كه خود آمریكایی‌ها اقرار كردند، بیش از 600 حمله فقط به ما شده است. 600 عملیات به ما شده، جمعاً به وظیفه خود به خوبی عمل كرد، بخشی پنهان؛ آشكار نبود، بخشی هم آشكار بود و دشمن می‌فهمید. بعضی از این ناو‌های آمریكا كه جزو مجهزترین ناو‌های آنها بود، آمدند از دریای سرخ رد شوند بیایند در این دوره جنگ، نزدیك به دو هفته حدفاصل بین ینبع و جده را می‌رفت و می‌آمد كه تصمیم بگیرد می‌تواند از این‌جا عبور كند بدون این كه تیر كلاش در رفته باشد روی دریای سرخ، آخرش جرأت نكرد از این‌جا عبور كند، حالا داستان درست كردند آن‌جا آتش گرفته، زخمی شدند، فلان شدند. عظمت مقاومت این طور است؛ همین طور ایستاده و با ابهت نگاه می‌كند، حساب كار خود را خیلی‌ها می‌كنند. باب‌المندب مثل موم در دست بچه‌های حزب‌الله، انصارالله؛ بچه‌های یمن و حتی بعضی از جوانمردان و فرزندان مقاومت كه یمنی هم نیستند، است. اما این كه با باب‌المندب چه كار كنند؟ این یك عقلانیت و تدبیر حكیمانه بر آن حاكم بود كه كی چه كار كنند. آمریكایی‌ها به شدت مرعوب از باب‌المندب بودند، آثار حضور مقاومت را در باب‌المندب وقتی از یك تنگه حدود 26 كیلومتری می‌خواستند رد شوند، كاملاً استشمام می‌كردند این‌جا چه خبر است، بعضی وقت‌ها هم بیان كردند و هنوز آن سر جای خود هست، ما راه طولانی‌ای داریم با استكبار و آمریكا، باب‌المندب یكی از آن است، جا‌های دیگری هم هستند كه اگر لازم باشد، استكبار فكر نكند همه قدرتش به توپ، تانك، ناو و این طور چیزهایش است.

سؤال: مثل خود قصه تنگه هرمز كه سال‌ها گفته می‌شد، اما این بار كه اجرایی شد، یك دفعه معلوم شد چه تأثیری می‌تواند بگذارد.

قاآنی: تنگه هرمز مقاومت ایران جرأت برخورد با آمریكا را در نقاط استراتژیك مختلف دنیا به برادران مقاومت به شدت افزایش داد. این دفعه اگر آمریكایی‌ها خواسته باشند متعرض شوند به بچه مسلمان‌ها در جا‌های مختلف دنیا، نه تنها تنگه هرمز و باب‌المندب، از خیلی جا‌های دیگر هم باید بترسند، لذا خوب است حرمت خود را حفظ كنند، با مسلمان‌ها و مقاومتی‌ها درگیر نشوند؛ این توصیه ماست، خواستید گوش كنید، گوش كنید، گوش نكردید، مثل همین داستان حزب‌الله خواهد شد. روزی كه در آن مرحله حدود دو هفته قبل به ضاحیه حمله كردند، سه موشك زدند، جمهوری اسلامی قانوناً و بر مبنای توافقی كه كرده بود و آمریكایی‌ها زیر آن را امضا كرده بودند، دفاع از لبنان جزو آن توافقنامه بود، لذا ما بر اساس آن توافق، زدن به ضاحیه را لغو آتش‌بس می‌دانستیم. با صراحت مسئولین كشور بیان كردند سه موشك زدیم، سه موشك خواهیم زد، اگر ادامه دادید، ما به شكل دیگری با شما مقابله خواهیم كرد. شخص ترامپ به دست و پا افتاد، با این نخست وزیر جنایتكار رژیم صهیونیستی تماس گرفت، روز قبل رژیم صهیونیستی گفته بود كه ما در فلان حادثه دو كشته و هشت مجروح داده بودیم، وقتی به آمریكایی‌ها می‌خواستند توجیه كنند كه چرا ما ضاحیه را زدیم، گفتند روز گذشته در یك حمله حزب‌الله 10 كشته از ما گرفته است. اینها بعد معلوم می‌شود چه سرشان آمده؟ اینها فكر می‌كنند حالا حزب‌الله همه شهدایش كاملاً مشخص هستند، با افتخار تشییع می‌كنند، اینها مخفی می‌كنند، بعد یواش یواش درمی‌آید كه چه به روزشان گذشته است. شب گذشته به ضاحیه تعرض كردند، آمریكایی‌ها با همه سیستم‌های امنیتی كه در كل منطقه هستند با این رادار‌ها و امكانات مختلف كنترل می‌كنند، تا زدند دیدند جمهوری اسلامی از مسئولان بالای سیاسی گرفته تا فرماندهان نظامی آن دارند آماده می‌شوند كه جواب قطعی بدهند.

سؤال: همین شب گذشته كه بحث توافق هم خیلی جدی بود؟

قاآنی: همین شب گذشته. در حال مذاكره و توافق بودند، حالا مسئولین سیاسی باید بیایند بگویند، این آمریكایی‌های بسیار بدقول و غیرقابل اعتماد، در این دوره از مذاكرات كه به شكل توافقی و غیرمستقیم بود، یك بار دیگر باز موشك را وسط میز مذاكره و توافق زدند، منتها برادران عزیز ما در میز مذاكره كه واقعاً باید به آنها خداقوت بگوییم، از برادر عزیزمان آقای قالیباف به عنوان رئیس تیم مذاكره كننده تا بقیه برادرانی كه همراه ایشان كار كردند، انصافاً جای تقدیر و تحسین دارد كه باز هم اینها هستند با روحیه مقاومتی، در لحظه‌ای كه به لبنان تعرض كردند، بعد خودشان می‌آیند و می‌گویند چقدر با اقتدار با آمریكایی‌ها و واسطه‌ها صحبت كردند، از این توئیت‌هایی كه زدند معلوم می‌شود به دست و پا افتادند؛ از شخص رئیس جمهور آمریكا توئیتش معلوم می‌شود چطور می‌لرزد و حرف می‌زند كه آقا نباید این كار می‌شد، چطور این طور شد، كسی نباید این كار را كند، اسرائیل این طور؛ این نشان از این دارد كه چه برادری كه پشت لانچر‌های موشك ماست، چه برادران مقاومت ما در اوج سخت‌ترین لحظات در جنوب لبنان؛ در دفاع از نبطیه، صور و جا‌های دیگر و چه برادرانی كه پشت میز مذاكره و توافق نشستند، جنس‌شان مقاومتی است. آتش‌بس بعد از 40 روز؛ اینها از نیمه دوم این 40 روز به شكل‌های دیگری دنبالش بودند و بالأخره درخواست كردند، البته ناجوانمردانگی هم كردند، چون خصلتشان این طور است؛ گفتند همه را پذیرفتیم، وقتی پشت میز مذاكره رفتیم، دیدیم بازی می‌خواهند دربیاورند كه الحمدلله برادران عزیزی كه این مذاكره را اداره كردند كه در حقیقت با تدبیر مقام معظم رهبری، دیگر مذاكره از آن حالت متعارف غیررسمی خود بیرون آمد. شد در حقیقت یك صحنه توافق با وسعت‌ها، با اقتدار ایستادیم، آن كه آنها می‌خواستند از زیر آن در بروند و فرار كنند گرفته شد. اولاً خود جمهوری اسلامی؛ این صد روز، هر روز كه جلو رفتیم، عزت، عظمت و قدرتش با همه فشار‌هایی كه روی آن آمد، در دنیا بیشتر شد. الان دشمنان ما می‌گویند؛ دیگر بحث مسلمان‌ها و ... نیست، خود آمریكایی‌ها، خود دشمنان ما دارند می‌گویند؛ آمریكا بی‌اعتبار شد و دیگر آمریكای قبلی نیست. البته به حول و قوه الهی ما پیشگو نیستیم، ولی بر اساس تعالیم قران و عنایات الهی می‌گوییم؛ نقطه شروع از بین رفتن آمریكا با این جنگ سرعت پیدا كرد و فروپاشی رژیم صهیونیستی كه وعده امام شهیدمان بود، با یك شتاب بیشتری به حول و قوه الهی جلو خواهد رفت، می‌بینند. وقتی ایران این طور می‌شود، همه كسانی كه در این جبهه بودند، همین طور با ایران بالا آمدند، بله، فشار روی آنها زیاد بود، ولی همه دنیا ماندند كه اینها چه انسان‌هایی هستند، این چه فرهنگی است؟ این قدر فشار، این قدر جنایت بر علیه آن‌ها انجام می‌شود، اما این قدر مستحكم ایستادند و خم به ابرو نمی‌آورند و برنامه‌ریزان نظامی دنیا متعجب هستند كه با چند هزار كیلومتر فاصله چطور این همه باهم هماهنگ عمل می‌كنند. باید از این شهدایی كه این راه مقاومت را هموار كردند؛ هم آقای سیدحسن و بقیه؛ حالا بعضی‌ها را می‌گوییم؛ آقای سید‌هاشم صفی‌الدین، حزب‌الله در كمتر از یك هفته در حقیقت دو دبیركل خود را در این راه ارزشمند تقدیم كرده، اینها را یادمان نرود، اینها راه را باز كردند، اینها مسیر پر افتخار مقاومت را این طور هموار كردند و الحمدلله این قدر مردان جوان؛ جوانمردان و خانواده‌های آنها كه لازم است واقعاً تشكر كنیم از این خانواده‌ها و زنان قهرمانی كه یا همسر اینها هستند، یا مادرانشآن هستند و یا عضو خانواده هستند و از اینها پشتیبانی می‌كنند، از همه اینها باید یاد كنیم كه خداوند ان‌شاءالله شهدای عالی‌مقام‌مان را درجات‌شان را متعالی و آنهایی كه حمایت كردند از این شهدای عالی مقام، خداوند عمر و كار با بركت به آنها عنایت كند.

دسترسی سریع